|
اخیرا خبری با این عنوان منتشر شده که ، کتب درسی با توجه به جنسیت دانش آموزان تفکیک خواهد شد! اوائل تصور میکردیم موضوع زیاد هم جدی نیست، یا مقصود همان تغییر دادن طالبانی جنسیت چند شخصیت محبوب و معروف کتابهاست که از قدیم به یادگار ماننده و جوکهایی هم در رابطه با این موضوع بر زبانها افتاد...
ولی متاسفانه مساله فراتر از حذف یا اضافه کردن چند درس به کتب دختران یا پسرانمان است.
علی احمدی وزیر کنونی آموزش و پرورش پیش از آنکه بر مسند وزارت بنشیند، زمانی که سرپرست این وزارتخانه بود در همایش برنامه درسی ملی عنوان کرد که کتابهای درسی دختران و پسران باید به طور جداگانه و براساس نیازهای فردی آنان تنظیم شود.
همان زمان هم این پیشنهاد بحثهای زیادی را به دنبال داشت و کارشناسان آموزشی نسبت به این سخنان واکنش نشان دادند و عملا موضوع تا مدتی مسکوت ماند.
اما اینبار یکی از مدیران آموزش و پرورش پیشنهاد وزیر را تکرار کرد. بهرام محمدیان رئیس سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی روز شنبه نوزدهم بهمن به خبرنگار روزنامه سرمایه گفت: "آنچه در گفتههای وزیر آمده این بود که برخی تواناییها در دختران هست که در پسران دیریاب است. آیا نباید نسبت به تعجیل بلوغ در دختران بازخوردی در کتابهای درسی نشان داد؟ این مسئله باید مورد بررسی قرار گیرد. برخی شواهد نشان میدهد باید در برنامهها برخی درسهای خاص را پیشتر از پسران برای دختران تعریف کرد. "
البته وزیر آموزش و پرورش چندی پیش نیز در مورد کوتاه کردن مدت تحصیل دختران سخن گفته بود. وی عنوان کرد که" چون دختران زودتر از پسران بالغ میشوند باید زودتر به مدرسه بروند. " ظاهرا برای علیرضا علیاحمدی این استدلال کافی است که «دختر در نه سالگی تکلیف میشود و پسر در ۱۵ سالگی»!
شیرزاد عبداللهی کارشناس آموزشی میگوید تغییرات فیزیولوژیک و هورمونی نمیتواند مبنای تعیین سیستم آموزشی باشد. او میگوید: «تجربه امروز آموزش و پرورش مدرن این را نشان میدهد که دختران و پسران تفاوت معناداری از نظر هوش و استعداد تحصیلی و از نظر تربیتپذیری ندارند به گونهای که مثلا مفهومی را دختران سه چهار سال زودتر از پسران متوجه بشوند یا پسران بعضی مطالب را دیرتر یاد بگیرند. این سخنان تنها به این دلیل است که میخواهند دوره تحصیلات دختران را کوتاه کنند و شاید اینگونه بشود دختران را زودتر برای ازدواج و تشکیل خانواده آماده کرد».
موضوعی که از لحظه خواندن این خبر انگشت حیرت بر دهانم دوخته این است که شگفتا دخترانی که پس از رسیدن به بلوغ و سن قانونی در عرصه اجتماع و در مسائلی چون شهادت و گواهی ، دیه ، سهم الارث و قوانین طلاق و حضانت فرزند ، حقوق و اعتباری نصف مردان دارند و از آن طرف ایمانشان هم نصف میشود ، گویا حدود ۴، ۵ سال هم زودتر از مردان به بلوغ فکری و روحی میرسند و چقدر حیف است که همپای پسرکان بازیگوش عمر مفید و صد البته نوجوانی و قدرت باروریشان را در مدرسه و به کسب علم هدر دهند.
پس چه بهتر که این دوره در حد ممکن کوتاه شود تا این دخترکان ، هر چه زودتر به مسئولیت اصلی خود که همانا زناشویی و فرزند آوری است گمارده شوند. البته اگر این دوره پیش از بلوغ جنسی و در دوران کودکی پایان پذیرد ، هرگونه انحراف و احیانا رابطه نامشروع (= عنوانی که نیروی انتظامی به صحبت دو جنس با هم میدهد) و دوستی با جنس مخالف بواسطه تحصیل و رفت و آمد به مدرسه ، منتفی میگردد و به حول و قوه الهی، دختران ایرانی با دامنی پاکِ پاک ، به خانه پر میمنت بخت فرستاده می شوند.
مساله تالیف جنسیتی کتابها و تغییر مقاطع تحصیلی دانش آموزان دختر در شرایطی طرح شده است که هم اکنون نیز سایه تیره تبعیض جنسی و تفکر زن ستیزی بر کتب درسی مدارس دیده میشود.
کتابهای ابتدایی اولین کتبی است که کودکان می خوانند و تاثیر فوق العاده ای در شکل گیری الگوی ذهنی و روان دانش آموزان دارد. در این کتابها چهره ای که از زن در خانواده نشان داده میشود، همیشه زنی است بیشتر وقتش در آشپزخانه است، دارد کارهای خانه را انجام میدهد و دخترش هم در کنارش دارد کمک میکند. پدر خانواده مردی است که بیرون کار میکند، در خانه هم همیشه کارهای دست بالا را انجام میدهد و همیشه هم پسرش در کنارش به آن کارها کمک میکند. یعنی تصویری که داده میشود این است که مادر و دختر در کنار هم، پدر و پسر در کنار هماند، و با یک حالتی که وقتی آدم عمیق میشود، برتری پدر و پسر را نسبت به مادر و دختر میبیند.
هیچ دقت کرده اید که در کتابهای درسی ما حتی یک نمونه زن شاغل هم پیدا نمیشود!
فهیمه خضرحیدری روزنامه نگار در مسایل کودکان و زنان میگوید:
«سطح مشارکت زنان در ایران بسیار بالاتر از این هست که بخواهند مثل کوکب خانم کتابهای درسی نیمرو درست کنند یا ماست درست کنند. این واقعیت اجتماعی در کتابهای درسی ما نادیده گرفته میشود.»
فهمیه خضرحیدری توجه ما را به نکته مهم دیگری جلب میکند: تعداد تصاویر زن و مرد در کتابهای درسی! او به یک نمونه اشاره میکند: در کتاب کلاس پنجم دبستان از ۲۲ تصویر که در آن انسان حضور دارد، در ۲۰ تصویر تنها مرد را میتوان دید و تنها دو تصویر متعلق به زن است. در یکی از تصویرها در قالب عروسک تئاتر و در دومی پسرکی یتیم ، پیرزنی را همراهی میکند!
روانشناسی ضد زن حاکم بر کتابهای درسی دبستان و دبیرستان ایران تنها به تصاویر ختم نمیشود. فقط در نقاشی های کتاب نیست که زن یا اصلا وجود ندارد، یا در نقشی وابسته به مرد و فرودست ظاهر میشود. در اغلب متون قهرمان داستانها مرد هستند. مردها باهوشاند، شجاعاند، تصمیم گیرندهاند. زنها نیاز به حمایت دارند، احساساتی اند، جسارت ندارند و نباید هم داشته باشند، نمونه زن خوب، زنی است که فداکار باشد و در برابر هر چه بر او روا داشته میشود، صبور و مطیع باشد. زن خوب یعنی مادر خوب، خانه دار خوب!
کودکان و نوجوانان امروز، مادران و پدران آینده هستند و وظیفه مشترک تربیت فرزندان را برعهده دارند. جدا کردن این دو نه تنها کمکی به زندگی آینده آنها و نسلی که باید پرورش دهند نمیکند، بلکه همیاری و فرهنگ مشترک در تربیت فرزندان را از بین میبرد.
متاسفانه با وجود تبلیغات سوء و اغراضی که در تالیف کتب درسی میبینیم ، تربیت درست و انسانی فرزندانمان بسیار دشوار خواهد بود . حتی در صورتی که موفق شوید به فرزند خود بیاموزید که انسانها برخلاف آنچه در مدرسه میبینند دارای حقوق برابر هستند ، او همیشه در حس تناقض خواهد زیست... تناقض واقعیت ها و آنچه که شعور یک انسان درک میکند ، با آنچه که مدام در مدرسه بر ذهن پاک او القا می گردد! |